تبليغاتX
كارگاه شعر هزاره ي سوم (شعر چندرسانه ای)
 

گفتگو با علی ابدالی نخستین شاعر دیجیتال زبان فارسی  پیرامون شعر دیجیتال

 

 بخش نخست

  مصاحبه از سید حسین میرکریمی

(عضو سابق شورای مرکزی انجمن اسلامی صنعتی سهند )

  میرکریمی : آقای ابدالی لطفا کمی در مورد سابقه ی هنری تان برای ما توضیح دهید این  روز ها پیرامون   شمابه عنوان نخستین شاعر دیجیتال ایران در محفل هایی که به صورت تخصصی و جدی به شعر نگاه می کنند بحث های زیادی می شود و نگاه تمام شاعران و نویسندگان حرفه ای کشور به سوی بلاگ شما و شعر های تازه ی شما معطوف شده است و همه دوست دارند کمی بیشتر در مورد سابقه ی هنری تان بدانند ؟

ابدالی :  ۹ سال است به صورت جدی و تمام وقت به نوشتن و سرودن می پردازم ..در سال ۱۳۸۰ اولین کتاب شعر حقیر با عنوان "از بودای نگاه تو و زرتشت سوختن " توسط انتشارات ستوده منتشر شد (بعد از حذف تعدادی از شعر ها که حتی مضمونی عاشقانه داشتند )کتاب شعر دومم با عنوان "با شیطنت چشم حوا در هواپیما" کلا  انتشار نیافت واکنون هم در حال انتشار اولین مجموعه ی شعر دیجیتال هستم  عضو هیچ گروه ادبی خاصی نبوده ام و همیشه ترجیح داده ام در سکوت و تنهایی خودم را تجربه کنم ولی اتفاقات شعری ایران و جهان را با دقت دنبال نموده ام

میرکریمی : آقای ابدالی از شما به عنوان نخستین و تنها شاعر دیجیتال و تئوریسین این نوع شعر در ایران می خواهیم کمی راجع به موقعیت شعر دیجیتال در جهان امروز  برای علاقمندان و مخاطبان جدی شعر در ایران توضیح دهید و آیا دلیل خاصی داشت که مایل بودید این گفتگو در محیط وب انجام شود با همه ی خطراتی که محیط وب دارد و رجیستر خوبی برای حفظ اطلاعات  نیست و بعضا ممکن است مورد سو استفاده قرار گیرد ؟

ابدالی :  در یک روزنامه و یا نشریه  بنده نمی توانم مثال های عینی از شعر دیجیتال بیاورم و آنها را برای مخاطبان تحلیل نمایم ولی گفتگو در محیط دیجیتالی برای نقد و معرفی شعر دیجیتال راحت تر است  ...شعر دیجیتال چند سالی است که در سطح جهان گسترش یافته است و حتی در کشوری مثل فرانسه فستیوال هایی در این مورد برگزار می شود و شاعران دیجیتال تجربه های خود را در این زمینه به نمایش می گذارند  e_poetry  و شعر های اینترنتی در ادامه ی گسترش هنر دیجیتال از یک سو و نظریه های  فیلسوفان عصر دهکده ی جهانی  که از پایان نوشتن  کتاب های دو بعدی و ارائه دیدگاه های تازه در باره ی تقابل نوشتار و گفتار در آراء ژاک دریدا و محدودیت های رو به رشد کتاب در محدود نمودن نویسنده شکل گرفت و تئوریسین های معروفی نظیرmichael joyce ..j.yellowlees douglas . .ted nelson..david bolter ...با ارائه نظریاتی در باب نوشتن در فضای مجازی و ایجاد حلقه های تو در توی مجازی هر کدام به گسترش این دیدگاه کمک نمودند .در e poetry هیچ گاه خروجی مشخصی شکل نگرفته است که البته این طبیعی است چرا که در وضعیت پسامدرن هیچگاه شاهد پایان قطعی نیستیم و به فرض هیچ شعری نمی تواند دیگری را انکار نماید بلکه در یک فضای متکثر هر کس کار خود را ارائه می دهد که البته این امر در صورتی امکان پذیر است که شاعر و مخاطب بر دیدگاه پسامدرن تسلط داشته و قاعده  بازی در وضعیت پسامدرن را پذیرفته باشند و دیگر به دنبال هدف مدرنیستی نباشند وبه دنبال معنای مشخص از یک شعر نباشند کلا در  وضعیت دیجیتال و پسامدرن دیگر نمی شود برای مولفه های یک شعر مقاله و یا مانیفست نوشت به همین دلیل حتی اندیشمندانی  مانند ژاک دریدا بیشتر مواضع شان را در دیالوگ مطرح می نمودند چرا که نوشتن یک بیانیه یعنی اعتقاد به یک معنای خاص داشتن و این یک حرکت مدرنیستی است ولی در وضعیت دهکده ی جهانی که هر انسان خود نقش یک کلمه را  در متن زندگی بازی می کند نیاز به دیالوگ برای ارائه ی  اندیشه های متفاوت ضروری است ....به عنوان مثال در این شعر دیجیتال شاعر با تغییر مداوم روایت ها می کوشد همراه با نشانه های گرافیکی متحرک ذهن مخاطب را به بازی بگیرد ابتدا با یک شروع عادی از ایستگاه نیویورک مخاطب را داخل فضای انیمیشن و مورچه هایی که بدون داشتن رد پا در یک مسیر نامشخص حرکت می نمایند که می تواند ارجاعی به شلوغی و حرکت بی هدف انسان پست مدرن در شهر نیویورک باشد سپس شاعر با تغییر مداوم روایت و با استفاده از راوی های مجازی دغدغه های گوناگون انسان پست مدرن را به نمایش می گذارد تلفیق انواع نشانه های آوایی و گرافیکی با نوشتاری و ارجاع حرکت مورچه وار انسان به بازی های کودکانه ی دوران مدرسه و حرکت انسان مسافر در مسیر زندگی و رسیدن مجدد به ایستگاه ...مخاطب را یاد اندیشه های برایان مک هیل پیرامون مرگ و عشق پسامدرنی می اندازد و این گفته ی لیوتار را در ذهن مخاطب جاری می سازد که در وضعیت پسامدرن با پرسش های بنیادین و بی پاسخ مواجه هستیم و یا در این............. شعر دیجیتال ....با هر بار کلیک روی کلمات طرز چینش جملات و نحو کلمات شکسته شده و به معنا های تازه دست می یابیم که بنده در یکی از شعر های کتاب  هم تلاش نموده ام به گونه ای در زبان فارسی این تجربه را تکرار نمایم به هر حال تجربه ها بسیار متنوع می باشد که  البته از پشتوانه های فلسفی و هنری ناب بر خوردار می باشند

میرکریمی :  آقای ابدالی در بعضی از شعر های دیجیتالی شما هنگامی که روی یک کلمه کلیک می کنیم چیزی متفاوت بر محتوا دیده می شود که به اعتقاد بسیاری  از پژوهندگان آثار دیجیتالی  شما به عنوان تنها نماینده ی ایرانی شعر دیجیتال این  تکنیک را در زبان فارسی ارائه داده اید به عنوان مثال هنگامی که روی کلمه ی کلاغ کلیک می کنیم عکس یک گربه دیده می شود آیا نکته ی خاصی را در این حرکت ها دنبال می کنید ؟

ابدالی :   در تفاوت زبان شعر و زبان محاوره بحث های زیادی شده است که من دیگر وارد این بحث ها نمی شوم ببینید در یک شعر قرار نیست که به عنوان مثال علامت کلاغ منظور همان پرنده باشد که چادر سیاه می پوشد و می تواند سیصد سال زندگی کند ..در سیستم نرم افزاری ما این امکان را داریم که با انکار پایگان ارزشی کلمه و تلفیق نشانه های گرافیکی و نوشتاری به تولید بینهایت معنا (در نهایت بی معنایی) در یک شعر دست یابیم  ژاک دریدا در کتاب درباره ی گراماتولوژی ص ۶۷ نشانه را نشانه ی چیزی یکسر دیگر می داند به نظر دریدا حضور ناشناخته که هایدگر طرح کرده است نه هستی بلکه تمایز هرگز از میان نرفتنی نشانه با آن چیز دیگر یعنی مدلول است ..هر مدلول همچون دالی است بر مدلول دیگر و این بازی پایانی ندارد .دیگر حکم هوسرل در میان نیست چرا که هوسرل تصور می کرد می تواند اصل اصل را کشف نماید ولی اینگونه نیست و ما به گفته ی دریدا اصل نا اصل را شناخته ایم به گفته ی دریدا خود چیز ها همواره خود نیست مگر در یافتن شکلی دیگر .اصلی وجود ندارد همواره چیزی همچون پیوست به آن افزوده می شود و معنای نهایی در  پس تاویل های بی شمار گم می شود ..البته این مسئله در ذات هنر نهفته است دنیای چیزها و واژگان از هم جدایند و نمی توانند یکی باشند جولیت شکسپیر می پرسید ""چه چیز در یک اسم هست ؟" و با خود فکر می کرد که نام گل سرخ ارتباطی با واقعیت گل ندارد و رومیو به هر نام که خوانده شود همان معشوق عزیز است و فریاد می زد " پس رها کن نامت را رومیو! ""* ..در این گونه ی شعر  دیجیتال با یک feedforward  نشانه ی گرافیکی می تواند به درون home page شعر پرتاب شود و سپس با ایجاد یک توپولوژی فیدبک دار در فضایی چند بعدی شاهد ایجاد یک چند وجهی برای ارتباط با بینهایت مخاطب باشیم که هر کدام می توانند تاویل خود را از شعر داشته باشند و این همان دمکراسی در متن است یعنی هر خواننده مختار است که برداشت خود را از شعر داشته باشد و شاعر می کوشد با استفاده از ضمیر دوم شخص دینامیکی  حتی در فرایند تولید شعر  خواننده را شرکت دهد .

میر کریمی : در بعضی از کارهای ابداعی شما که کمتر در بین هایپرتکست های اروپایی و آمریکایی دیده شده  شما از ازدواج کلمات صحبت نموده اید آیا اینگونه چیزی در فلسفه ی هنر امکان پذیر است ؟

ابدالی :  ببینید درفستیوال های  دیجیتال که به صورت جهانی بر گزار می شوند    تفاوت ها در تکثر تکنیک ها ارائه می شود .. ازدواج کلمات بحثی است که به انکار پایگان ارزشی بر می گردد که از اندیشه های  دریدا و دیگر پساساختار گرایان  سرچشمه می گیرد و قرار دادن دو کلمه کنار هم و لینک دادن به آنها با یک نشانه ی گرافیکی و یا نوشتاری صرفا به ازدواج کلمات نمی انجامد وقتی بنده دو کلمه ی آسمان و حامله را با هم پیوند می زنم چون نه برای آسمان و نه برای حامله پایگان ارزشی مستقل قایلم در نتیجه آسمان حامله در زیرساخت توپولوژی وار فیدبک دار و با ارجاع نشانه ی گرافیکی وابسته به home page می تواند به یک نشانه ی نوشتاری واحد بی ارتباط با نشانه های نوشتاری تبدیل شود و به تولید مثل بی نهایت معنا در کنار سایر کلمات بی ارزش دست یابد  و البته اینرا هم نباید فراموش نماییم که فلسفه همواره زندانی عناصر دو قطبی بوده است که خود آفریده و بعد پنداشته است که واقعیت دارد زن دربرابر مرد ..ذهن در برابر ماده ...دروغ در برابر حقیقت ..هستی در برابر نیستی ..این باور به دوگانگی به تعبیر فیلسوفان عصر پسامدرن  اندیشه را خطا برده است  ...پس وقتی آسمان را در برابر زمین قرار ندهیم و حامله را در برابر غیر حامله می شود در یک فضای خاکستری از ازدواج این دو کلمه در زیر ساخت توپولوژی وار فیدبک دار به هنر ناب پسامدرن  نزدیک شد یعنی می شود این بازی را همچنان  ادامه داد.

میرکریمی : آقای ابدالی به یکی از شعر های کتاب تان   که در بلاگ تان زده اید با عنوان تثلیث بد نیست اشاره نماییم شما در این شعر با ارتباطی بینامتنی با دیگر شاعران دیجیتال جهان دست زده اید و بعضا شاهد بی ارتباطی این شعر با مضمون آنها هستیم آیا مرکز گریزی روایت ها همانطور که خود اشاره نموده اید را خواسته اید به نمایش بگذارید ؟

ابدالی : اشاره ی جالبی نمودید بد نیست به این نکته اشاره نمایم که در گفتمان پسامدرن تخریب کلان روایت ها و تقویت خرده فرهنگ ها از مباحث اصلی می باشد و این حتی در سیاست پسامدرن حاکم بر جهان امروز هم جاری است و هدف آن پیوند خرده فرهنگ ها به منظور ایجاد صلح پایدار و گفتگوی فرهنگ هاست که به ادبیات پسامدرن هم راه یافته است البته جهان شعر ی پسامدرن  جدا از  بیان هنری دهکده ی جهانی نیست  در این گونه شعر ها شاعر تلاش می کند با مرکز گریزی و تغییر روایت ها به فضا های جدید دست یابد و سپس با نوعی طنز تعلیقی با تغییر راوی مدام از حالت استاتیک به دینامیک تغییر حالت دهد همانطور که می دانیم ما در ادبیات گونه های مختلف طنز را داشته ایم از طنز سیاه سوورئالیست ها گرفته تا طنز انفصالی از شاخصه های مدرنیست ها ولی طنز تعلیقی از شاخصه های پسامدرن هاست  که از فلسفه ی انکار متافیزیک حضور دریدا نتیجه شده است  من در اینجا بد نیست به برداشت یکی از خوانندگان وبلاگم اشاره نمایم که با نگاهی پساساختارگرایانه به این شعر چنین می گوید """"  این نوع شعر بدنبال ایجاد لذت آنی در خواننده نیست. ابتدا او را در یک هزار تو رها می کند. تا در داخل این لبیرنت خود راه ورود ، نشستن ، پذیرایی و خروج را پیدا کند. لذت این شعر بعد از تکمیل قطعات پازل و آشکاری تصویر نهایی می آید. یک نوع نگرش تازه در هستی وجود دارد. object oriented. دوستان طراح سیستم های کامپیوتری با این متدولوژی و روش فکر آشنایند. وقت آن نیست که دیگر به مضمون به عنوان یک کل یکپارچه و دیاکرونیک نگاه کنیم. این دنیا احتیاج دارد که قطعه قطعه شود. بشکند. و در همزمانی محض دیده شود. با ید از اجزای ظاهرا بی ارتباط به کل برسیم. کلی تازه و جاندار در ذهن. در هر ذهن. که دیگر شعر گویی و هم شعر خوانی عملی بسیار فردی شده.
خوشحالم که وقتی لینک ها را باز کردم ( مثل کلیپ های رسانه ای ) تصویر را دقیقا منطبق با محتوا ندیدم. من این دور ( پرت )شدگی از مضمون را بوسطه فرم و دوباره راه پیدا کردن در خلوت دنج شعر را دوست دارم."""

 

 

میر کریمی : آقای ابدالی در سال های 1960 تا 1970 میلادی نویسندگان پسامدرن آمریکایی شاهد فاجعه ی ویتنام و مجموعه جنون هایی چون تهدید گسترش سلاح های هسته ای و رشد دیکتاتوری در جهان سوم و تخریب محیط زیست بودند که بسیاری انگیزه ی نویسندگان جوان و جاه طلب آن سال ها را در زایش آثار پسامدرن همین وقایع می دانستند با توجه به عنوان کتاب جدید شما و سبک متفاوت آنها آیا این اتفاق در مورد جوانی مانند شما هم رخ داده است ؟

ابدالی :  آقای "مک کافری"* از پژو هندگان معروف آثار پسامدرن معتقد است در همین دوره ای که شما از آن یاد می کنید نویسندگانی مانند بورخس و بکت که بطور مستقیم بر نوشتار پست مدرن اثر گذار بودند از دنیای بیرون برگشته و به سوی دنیای درون حرکت کردند ...به سوی دنیای زبان ..این نویسندگان در واقع نویسندگانی چند بعدی بودند چرا که به اهمیت بازی های زبانی و تاثیر آن به دنیای بیرون آگاهی داشتند ....پس همانطور که می بینید بر خلاف آنچه که بسیاری  در ایران برداشت می کنند آثار پست مدرن با همه ی به خود ارجاعیت و بازی پردازی شان درباره ی مقولات اجتماعی و سیاسی حرف برای گفتن دارند ما اثری مانند "صد سال تنهایی" مارکز  را در همین دوره داریم که یک اثر چند وجهی است آیا در تاویل های آن نمی توان به مشکلات سیاسی و اجتماعی آمریکای لاتین رسید . 

میرکریمی : با تشکر از آقای ابدالی  به اطلاع دوستان می رسانیم بخش های بعدی این گفتگو که شامل معرفی  ۱۸ تکنیک جدید از علی ابدالی  در شعر دیجیتال جهان می باشد همراه با مبانی فلسفی آنها که در مجموعه ای  قرار است منتشر شود در گفتگو با آقای ابدالی  به زودی و در همین بلاگ برای استفاده ی فارسی زبانان مورد بحث قرار می گیرد ضمنا بلاگ انگلیسی ارتش دریدا نیز با همین مصاحبه به زودی فعال می شود هر گونه استفاده از مطالب این بلاگ که برای نخستین بار است منتشر می شود با ذکر منبع و آوردن کل مصاحبه ودادن لینک مستقیم بلامانع است  در غیر این صورت پیگرد قانونی دارد

 ۱۶/۱۲/۱۳۸۵

+ نوشته شده در  چهارشنبه شانزدهم اسفند 1385ساعت 20:52  توسط